اسطوره بزرگ ادب پارسی که به قلم حکیم صاحب سخن، ابوالقاسم فردوسی نگاشته شده، یگانه اثری است جاوید که تک به تک ابیات گرانبهایش ارزشی حتی والاتر از هنر برای ایرانیان دارد. کیست که نداند اگر امروز هویتی ایرانی داریم، آن را مدیون فردوسی و شاهنامه شاهکارش هستیم؟
کتاب بزرگی به نام شاهنامه مملو از شخصیتهای گوناگونی است که هر کدام داستانهای خود را دارند و گاهاً سری به داستان یکدیگر هم میکشند. فردوسی تمام نیکیهای جهان را در قالب قهرمانها و تمام پلیدیها را در قالب ضد قهرمانها عرضه کرده و توانسته به واسطه شخصیتهای ماندگارش، مرز خیر و شر را به خوبی نشان دهد.
شاعر و نویسنده بزرگ ایرانی معیارهای اخلاقی مشخصی داشت و هرگز به فساد تن نداد و سر جلوی بدگوهران خم نکرد، مگر در آخر عمر که آن اتفاق رقم خورد و چونان که میدانید، درگذشت. در خلاصه زندگینامه فردوسی شرح کامل رویدادهای زندگی وی آمده است.
قهرمان کیست؟
در علم اسطوره شناسی، قهرمان یا protagonist به کسی گفته میشود که کانون داستان قرار گرفته و کنشگر محوری محسوب میشود در تعریف اسطورهای، قهرمانها اغلب انسانهایی والا، قدرتمند، شجاع، ماجراجو و از نظر اخلاقی بالاتر از آدمهای معمولی هستند.
با خرید شاهنامه فردوسی خواهید دید که قهرمانهای وی همگی نماد خیر و نیکی هستند که گرچه گاهی فریب اهریمن را میخورند و بازیچه دست ضد قهرمانها میشوند، اما شخصیت پاک آنها تزلزل ناپذیر است.
قهرمانهای شاهنامه

شاهنامه فردوسی مملو از قهرمانهای به یاد ماندنی است که نام بسیاری از آنها همچنان زنده و روی شیر مردان این سرزمین گذارده میشود از مهمترین و معروفترین قهرمانهای اسطوره بزرگ پارسی میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
رستم دستان
رستم دستان نهتنها کلیدیترین و اصلیترین شخصیت محوری و قهرمان شاهنامه است، بلکه یکی از بزرگترین پهلوانان تاریخ ایران به شمار میرود. فردوسی فقید، شخصیت رستم را به گونهای پرورده که نماد قدرت، مردانگی، آزادگی و مروت ایرانیان باشد.
این شخصیت والا که همواره از حمایت سیمرغ و فرِ ایزدی برخوردار بوده، هرگز سر جلوی پادشاهان که هیچ، بلکه پیش سرنوشت نیز خم نکرد. داستان رستم در شاهنامه پر از فراز و نشیبهای گوناگون است، او که مستقیماً سه تن از پادشاهان ایران را بر تخت نشاند، تراژدی بیمثالی را در مقابله با فرزند ناشناخته خود پشت سر گذاشت و در آخر به دست شغاد پست فطرت به قتل رسید.
کاوه آهنگر
کاوه یک آهنگر ساده از میان مردم معمولی بود که در برابر ظلم و بیداد ضحاک سربرداشت و پس از خورده شدن مغز پسرانش به دست مارهای دوش حاکم، قیام کرد. کاوه آهنگر مهمترین حامی فریدون بود که او را بر تخت نشاند و ضحاک را پس از سالیان دراز از فساد و پلیدی، به زیر کشید.
رودابه
رودابه، شیر زن شاهنامه و مادر رستم است که داستان عاشقانه وصال او با زال یکی از زیباترین سرودههای فردوسی محسوب میشود. رودابه عمر درازی داشت و حتی پس از مرگ رستم نیز همچنان زنده بود؛ گرچه به مرز دیوانگی رسید.
آرش کمانگیر
آرش کمانگیر یکی از خاصترین و نابترین قهرمانهای اسطورهای شاهنامه است. او که یک کماندار طبرستانی و نماد کامل میهنپرستی است، به خدمت لشکر منوچهر درآمده و در زمان جنگ ایران و توران، تیری که از چله کمان وی خارج میشود و با جان عزیزش نیرو گرفته، مرز دو کشور را مشخص میکند.
سهراب
سهراب یکی از دلاوران جوان شاهنامه است که داستانی بس غمبار و تراژیک دارد. او فرزند رستم است که بدون اطلاع پدر زاده شده و توسط افراسیاب پلید با افکار نادرست تربیت میشود تا به ایران حمله کند و سر رستم را بشکند. رستم در مقابله لشکرها، بدون اینکه بداند سهراب فرزند خودش است با او مبارزه کرده و در نهایت وی را شکست میدهد اما پس از مرگ سهراب است که میفهمد دست به چه کاری زده.
سیاوش
سیاوش فرزند کیکاووس و پدر کیخسرو است که در شاهنامه نماد پاکدامنی و اخلاق به شمار میرود. او در وفای به عشق، درگیر تهمتهای ناروایی میشود و تصمیم میگیرد برای پاک کردن دامان خود از این ننگهای دروغین، از آتش تطهیرگر عبور کند.
اسفندیار
اسفندیار یکی دیگر از پهلوانان غیور فردوسی، فرزند گرشاسپ شاه و تنها شخصیت رویینتن شاهنامه است که البته چشمان وی نقطه ضعف او هستند. وی بارها در اثر توطئههای شاه، با رستم کهنسال مبارزه میکند اما در نهایت با رهنمایی سیمرغ، به دست او کشته میشود.
سیمرغ
سیمرغ قطعاً اصلیترین حیوان اسطورهای است که در شاهنامه بارها به او اشاره شده. او که موجودی با درجه الهی محسوب میشود، دارای بالهای عقاب، چهرهای شبیه به گرگ و پنجههای شیر است. توصیفات فردوسی از سیمرغ بیشتر شبیه به شیردال افسانهای میماند تا یک پرنده معمولی.
سیمرغ که در البرز کوه زندگی میکند و ناجی و راهنمایی قهرمانان شاهنامه محسوب میشود، در سایر اسطورههای ایرانی نیز جلوه پیدا کرده است.
ضد قهرمان کیست؟

ضد قهرمان فرد یا موجودی است که در طول داستان در مقابل قهرمان اصلی قرار میگیرد و در تعاریف اسطورهای اغلب نماینده پلیدی و شر است. ضدقهرمانها میتوانند صفات نامیمون مختلفی داشته باشند، از شخصیتهای بسیار قدرتمند و مقتدر گرفته تا موجوداتی پست و رقتانگیز.
همانطور که دیگر شاعران گرانبهای این مرز و بوم، مانند سعدی، بارها در دو شاهکار ارزشمند سعدی، بوستان و گلستان، افرادی را که دارای فطرت پاک بوده اند ستوده و تمام تلاش خود را به کار گرفته اند تا راه و روشی نیک برای آیندگان به یادگار بگذارند، فردوسی نیز در شاهنامه توانسته جدال همیشگی بین خیر و شر را با ترسیم کردن قهرمانان و ضد قهرمانان به بهترین شکل و در قالب داستانی گیرا به تصویر بکشد و این خود سندی است بر توانایی بی مثال این یادگار شعر و ادب پارسی.
در شاهنامه شاهد انواع ضد قهرمانهای انسانی، حیوانی، طبیعی و ماوراءالطبیعه هستیم. فردوسی بزرگ این شخصیتهای منفی را بر سر راه قهرمانهای خود قرار میدهد تا با تراشیدن موانع مختلف، خوانهای گوناگونی برای آنان ایجاد کنند و باعث شوند تا او لیاقت و تواناییهای خود را اثبات کند. هرچند همین ضدقهرمانها گاهی مستقیماً یا با فریب و نیرنگ، بزرگترین قهرمانان را به خاک میزنند.
یکی از زیباییهای فوقالعاده شاهنامه این است که به اندازه قهرمانها، ضدقهرمانهای جذاب و به یادماندنی دارد.
ضد قهرمانهای شاهنامه
شاهنامه فردوسی پر است از ضدقهرمانهای کاریزماتیک و جذاب که دل هر خوانندهای را از ترس به لرزه میاندازند و خیلی از آنان کابوس شب نسلهای متمادی از کودکان ایرانی بودهاند. با این وجود در شاهنامه، پلیدی همواره از خیر شکست میخورد و پیروز نهایی داستانها، قهرمانان هستند. در ادامه به مهمترین ضدقهرمانهای شاهنامه اشاره میکنیم:
ضحاک مار دوش
ضحاک در شاهنامه تمثالی از خود شیطان است. او یک جوان تازی است که طمع زیادی برای قدرت دارد و برای رسیدن به خواسته خویش حاضر به معامله با شیطان شده و پدرش را میکشد تا بر تخت بنشیند. وی در اثر امیال درونی خود عملاً به بنده شیطان تبدیل شده و سالهای درازی را با ظلم، خفقان و ترس بر ایران حکومت میکند تا در نهایت به دست فریدون به هلاکت میرسد.
مارهای آدمخوار شانه ضحاک که در اثر بوسه شیطان به وجود آمدهاند، او را به یک از نمادینترین، ترسناکترین و به یادماندنیترین شخصیتهای شاهنامه تبدیل کردهاند.
افراسیاب تورانی
افراسیاب، پادشاه بزرگ توران است که کینهای دیرین از ایرانیان دارد و بارها به این کشور حمله میکند. او که یکی از دشمنان اصلی ایران و ضدقهرمانهای بزرگ شاهنامه محسوب میشود، چندین توطئه مختلفی را رقم میزند و به مانعی سترگ بر سر راه قهرمانان فردوسی تبدیل میشود.
سخن پایانی
شمار قهرمانها و ضد قهرمانهای شاهنامه بسیار زیاد بوده و این کتاب مملو از شخصیتهای به یاد ماندنی است. در این مقاله سعی کردیم تا گزیدهای از کلیدیترین کاراکترهای مثبت و منفی شاهنامه را به شما معرفی کنیم.


























































